آیا اقتدا به پیامبر در هر کاری شرعی است؟

نویسنده : الشیخ بشیر بن حسن

آیا اقتدا به پیامبر در هر کاری شرعی است؟

 الشیخ بشیر بن حسن 
 
برگردان: دفتر نمایندگی اتحادیه جهانی علمای مسلمان، شعبه ایران

سؤال مهمی است و تلاش می‌کنم چون گذشته با دلیل پاسخ دهم و از عواطف و احساسات دینی که تحت کنترل شریعت صحیح و عقل سلیم نیست پرهیز کنم. پس به یاری خدا می‌گویم:
رسول خدا اسوه و الگوی ماست همان گونه که خدای متعال در کتاب گرانقدرش بر این موضوع سوگند یاد کرده است: 
"لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة لمن كان يرجو الله واليوم الآخر وذكر الله كثيرا" [احزاب: 21] 
قطعاً براى شما در [اقتدا به‌] رسول خدا سرمشقى نيكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‌كند
علما لام آغازین کلمه‌ی قد را لام قسم می‌نامند. خدای متعال همچنین به ما دستور داده است پیرو سنت و روش پیامبرش باشیم: 
"وما آتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا" [حشر: 7]
و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت، بازايستيد و از خدا پروا بداريد. [حشر: 7] 
همچنین می‌فرماید: "يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله ورسوله ولا تولّوا عنه وأنتم تسمعون" [انفال: 20] 
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا و فرستاده او را فرمان بريد و از او روى برنتابيد در حالى كه [سخنان او را] مى‌شنويد.

با این حال لازم است نسبت به آنچه که از رسول خدا به ما رسیده است شناخت داشته باشیم و افزون بر این باید از صحت آن نیز مطمئن شویم. چون احادیث رسول خدا به صحیح، حسن، ضعیف و موضوع تقسیم می‌شوند و تقسیمات دیگری نیز دارد که علمای حدیث آن را ذکر کرده‌اند.  
مسلمان باید در بین کارهایی که پیامبر انجام داده است تفاوت قائل شود گاهی کاری را انجام داده است که پیروی از آن لازم نیست مگر با دلیل صحیح و روشن. 
کارهای پیامبر اسلامی به چند دسته تقسیم می‌شوند:
1-  کارهایی که از روی سرشت بشری انجام داده است: مانند خوردن و نوشیدن و خوابیدن و قضای حاجت و امثال آن؛ در این کارها اقتدا به پیامبر شرعی نیست مگر این که سببی برای آن وجود داشته باشد؛ مثلا انجام آن با کیفیت معینی روایت شده باشد مانند خوردن با دست راست و نهی از خوردن با دست چپ؛ یا نهی از صحبت کردن در هنگام قضای حاجت. این کارها به آداب عمومی مشهورند. از موارد دیگر این که پیامبر یک چیز را دوست داشت و از چیز دیگر کراهت داشت؛ مثلا عسل و حلوا و کدو را دوست داشت و معمولا آن را در بشقاب چوبی می‌خورد. آیا ما باید به این کارها اقتدا کنیم و بگوییم سنت است که ما عسل بخوریم؟ خیر به هیچ وجه! هیچ یک از اهل علم چنین نگفته‌اند. چون این کارها از امور فطری هستند که در حوزه‌ی تشریع برای امت جای نمی‌گیرند. همان گونه که برخی از چیزها را ناخوش می‌داشت مانند این که گوشت خزندگان را دوست نداشت. یک بار سر سفره گوشت خزنده دید و چشم پوشی کرد؛ خالد بن ولید آن خورد و پیامبر هم بر او ایراد نگرفت. آیا می‌توان گفت خالد خلاف سنت عمل کرده است؟ خیر ابدا؛ چون اینها جزء امور فطری بشر هستند.
 کارهایی که از روی عادت انجام داده است: یعنی بر اساس عادت قوم و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرد. مانند لباس عربی با آن شکل و صفتی که داشت؛ در این کار لازم نیست به پیامبر اقتدا شود زیرا نصی در این باره نیامده است بلکه در نوع پوشش با قومش که مشرک بودند هماهنگی داشت و این از باب شباهت به کفار که از آن نهی شده است نیست. سنت در اینجا چنان که علمای اصول گفته‌اند این است که مسلمان لباس قوم خود را بپوشد مگر این که از آن نهی شده باشد یا این که عورت را نپوشاند یا مخالف حیا باشد. این که مسلم از ام سلمه روایت کرده است که رسول خدا پیراهن را دوست داشت، چنان که گفته شد جزء امور فطری و شخصی است مانند دوست داشتن عسل و کدو. ما باید میان کار شرعی و مباح تفاوت قائل شویم؛ کار شرعی آن است که بر اساس شریعت و در راستای عبادت و بندگی خدا انجام گیرد به همین خاطر به دلایل و قرائن نیاز دارد و تنها عمل رسول خدا بر مشروعیت یک کار دلالت نمی‌کند. ناظم می‌گوید: 
وكلّ فعل للنبي جُرّدا  //   عن أمره فغير واجب بدا  
هر عمل پیامبر اگر به آن دستور نداده باشد انجامش واجب نیست. 
کارهایی که از روی عادت انجام داده است از این نوع است؛ مانند گذاشتن زلف؛ رسول خدا زلف می‌گذاشت به حدی که گاه گوش‌هایش را می‌پوشاند و گاهی تا شانه‌های می‌رسید. یقینا این کار را به خاطر عبادت انجام نداده است و نصی هم در این مورد وجود ندارد. تنها فرموده است: هر کس مو دارد باید آن را گرامی بدارد. زلف گذاشتن عادت عرب‌های آن زمان بود و موی بلند از نشانه‌های مردانگی بود. این برخلاف زمان ماست که کاملا عکس مسأله رایج است. پیامبر از عرف و عادت مردم آن زمان پیروی می‌کرد و با آنان مخالفتی نداشت. زیرا عرف در اثبات احکام شرعی معتبر است و با تغییر زمان و مکان تغییر می‌کند. بنابراین زلف گذاشتن مردان در زمان ما سنت تعبدی نیست.
3-  کارهایی که از روی عبادت و بندگی انجام داده است: اینها کارهایی هستند که بُعد عبادی دارند و بر او واجب بود که برای امت بیان کند. چنان که خدای متعال می‌فرماید: 
"وأنزلنا إليك  الذكر لتبين للناس ما نُزّل اليهم" [نحل:44] 
و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى. 
این کارها هم چند نوع است: یا بر پیامبر واجب است و برای امت سنت مانند نماز شب؛ یا برای هر دو سنت است مانند نماز ضحی. یا بر هر دو واجب است مانند نمازهای پنج‌گانه و طواف افاضه و ماندن در عرفات و دیگر واجبات. 
4-  کارهایی که به خاطر سببی انجام داده است: مانند انگشتر به دست کردن؛ به ایشان گفتند پادشاهان نامه‌ها و نوشته‌هایی را می‌خوانند که مهر داشته باشد و این یک عرف دیپلوماتیک در آن زمان بود. از آنجایی که ایشان اهل خواندن و نوشتن نبود، مردم پیشنهاد کردند انگشتری بسازد و نام خود را در آن حک کند. ایشان هم پذیرفت و انگشتری را به همین خاطر ساخت و در دست کرد. پس از آن دست‌نوشته‌ها و نامه‌هایی را که برای مردم می‌فرستاد با آن مهر می‌کرد و این کار به هیچ عنوان یک سنت تعبدی نیست. حجامت نیز از همین نوع است. رسول خدا وقتی بیمار می‌شد حجامت می‌گرفت و در احادیث صحیح بر فضیلت این کار تأکید شده است اما در چارچوب درمان و مداوا؛ یعنی حجامت مطلقا یک سنت تعبدی نیست و تنها در هنگام وجود سبب که همان بیماری است انجام می‌گیرد. 
5-  کارهای مخصوصی که انجام داده است به خاطر این که پیامبر خداست و با همگان متفاوت است؛ خداوند کارهایی را به او اختصاص داده است که هیچ کس در آن شریک نیست نه از روی مباح و نه تعبد. از جمله روزه‌ی پیاپی به مدت دو روز یا بیشتر بدون آن که چیزی بخورد. وقتی یارانش در این کار به او اقتدا کردند و دو روز پیاپی روزه گرفتند تا این که هلال عید دمید به آنان فرمود اگر هلال پیدا نمی‌شد بیشتر ادامه می‌دادم. ابو هریره راوی حدیث می‌گوید این را به خاطر سرزنش اصحاب فرمود. سپس فرمود: "إني لست كهيئتكم إني أبيت عند ربي فيطعمني ويسقين".
من همانند شما نیستم من شب را نزد پروردگارم هستم مرا آب و غذا می‌دهد. 
از موارد دیگر قضای سنت ظهر پس از عصر است که در حدیث ام سلمه به روایت احمد به آن اشاره شده است. 
جواز ازدواج با زن بدون ولی به دلیل: "النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم" [احزاب: 6]پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است  با این که هیچ وقت این کار را نکرد و تنها با حضور ولی زن ازدواج کرده است مگر جویریه دختر حارث و صفقه دختر حیی.
ازدواج با زنی که بدون مهریه و بدون شرط خود را به پیامبر بخشیده است به دلیل: 
"وامرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبي إن أراد النبي أن يستنكحها خالصة لك من دون المؤمنين" [احزاب: 50] 
و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه‌] به پيامبر ببخشد-در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد. [اين ازدواج از روى بخشش‌] ويژه توست نه ديگر مؤمنان. با این حال با این نوع زنان ازدواج نکرده است. 
عدم وجوب عدالت میان زنان در هم‌خوابگی به دلیل: 
"تُرجي من تشاء منهن وتؤوي إليك من تشاء ومن ابتغيت ممن عزلت فلا جناح عليك" [احزاب: 51] 
نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‌خواهى به تأخير انداز و هر كدام را كه مى‌خواهى پيش خود جاى ده، و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‌اى [دوباره‌] طلب كنى. 
با این حال ایشان در هم‌خوابگی با زنان عدالت را رعایت کرده است. 
جواز ازدواج با بیش از چهار زن؛ ایشان با یازده زن ازدواج کرد و در هنگام وفات نه زن داشت. ناگفته نماند که پیامبران بنی اسرائیل بیش این تعداد داشته‌اند؛ سلیمان نبی 700 زن داشته و در صحیحین آمده است که او در یک شب با یک صد زن هم‌خوابگی کرده است و این مخصوص پیامبران بود. 
کارهای اختصاصی پیامبر اسلام بسیار اندک هستند و این خلاف است زیرا اصل اقتدا به پیامبر در کارهایی است که مشروعیت آن با دلیل ثابت شده باشد. اینها پنج نوع از کارهای پیامبر اسلام است که باید میان آنها تفاوت قائل شویم. یک مسأله‌ی مهم هم در رابطه با کارهای پیامبر وجود دارد که باید جداگانه بحث شود؛ گاهی ایشان در مقام رئیس حکومت، گاهی در مقام قاضی، گاهی در مقام امام مسجد، گاهی در مقام مرشد بدون این که دستور دهد عمل کرده است. گاهی نیز در مقام فتوا بدون اجبار و گاهی در مقام پیامبر کارهایی کرده است که از اعمال مخصوص پیامبر هستند و امام شهاب الدین قرافی در کتاب الفروق، انواع آن را بیان کرده است.